![]() |
![]() |
|
|
رستگاري در گردو از برهما دومين هايكويي ست كه مي بينم. هايكوي دوم ايشان بهتر بنظر مي رسد. صبر و تحمل هر دو كارش مشاهده مي شود و چيدمان كلمه در صورت دقت اين موضوع را به خوبي نشان مي دهد . در مورد ايشان هيچ نمي دانم. اين ممكن بود بيشتر به من كمك كند . . . بگذريم: راه ِكوهستان محو مي شود در مه رهگذري پير از بهترين روشهاي شروع ، آغاز هايـــكو با مكان است، كه اطلاعات به تدريج و بطور مناسب به خواننده انتــقال مي يابد. در اين آغاز مي توان setting خود را به آرامي انتقال دهيد. در اين بخش سراينده ما را با خود در موقعيت مكاني هايكو خويش همراه كرده است. مي گويند براي نوشتن يك هايكو، بند نخست بسيار مهم است. دليلش آغاز ابراز يك شگفتي است. راه ِكوهستان را بدون در نظر گرفتن الباقي نوشته نگاه كنيد. هواي سرد يا خنك. . . انواع گل هاي وحشي گياهان و درخت و بوته و درختچه ها . . . سنگ وسنگريزه سنگلاخ . ... انعكاس يا بازگشت صدا . . . صداي پرندگان يا حيوانات و غيره . . . در پس زمينه و ژرف ساخت ديده و شنيده مي شود. شايد منظور سراينده : راهي كوهستاني بوده است. اين عبارت به خودي خود قابل درك است. اما راه كوهستان ، راهي كه به سوي كوهستان مي رود را تداعي مي كند. مانند راه ِ مدرسه و يا راه ِ خانه و ... فوت اول به نظر مي رسد همان " راه ِ كوهستاني " مد نظر نويسنده باشد كه زياد دور از ذهن نبود . راه ِكوهستان بنظر مي رسد از بابت وزن و به ناچار صدمه ديده باشد. تنها باممارست بيشتر مي توان اين ايراد را مرتفع ساخت. محو مي شود در مه. بدون در نظر گرفتن عبارت قبل و بعد ؛ عبارت رواني است. سادگي مبتذل و نخ نمايي را با خود ندارد. اصوات ها و ميم و دال با هم همنوايي مناسبي دارند. بخصوص واك هاي صدا دار دال در پايان . با خود عبارت را تكرار كنيد. و از زيبايي تكرار دو دال بصورت مشدد لذت ببريد. از زيبايي هاي زبان فارسي كلمات آن مي باشند. به كلمات محو و مه بطور ويژه توجه كنيد. مح اول و مه آخر را توجه كنيد. اميدوارم بتوانم من باب اين موضوع بيشتر بنويسم. خود عبارت به خودي خود اطلاعاتي خوبي را ارائه مي كند . همچنين يك اكسيون يا حركت را با خود داشته و بند آخر را نيز افشا نكرده است.در خصوص افشا كردن بند آخر برايتان خواهم نوشت. عبارت محوشدن به معني پاك شدن و از بين رفتن با مه همخواني دارد. اين كلمه در زير ساخت خود . . . ترس . . . سردي . . . اضطراب . . . افسردگي . . .گم شدن . . .نا اميدي . . . را به همراه دارد. كلماتي كه بار منفي خود دارند ولي منفي نيستند. محو شدن در مه را با عبارت بالا تر مي خوانيم. راه ِ كوهستان محو مي شود در مه تا به حال براي شنونده موقعيت مكاني و فضاي وقوع هايكو بيان شده است دو عبارت را بلند براي خود بخوانيد . . . راهي كوهستاني كه مه گرفته است. وچيزي درون آن مه محو مي شود. عبارت پاياني نشان دهنده ي تصوير كلي اين هايكو مي شود : رهگذري پير . قدما بر اين باور بودند براي نوشتن هايكو نبايد از بني بشر يا هر آنچه ساخته دست اوست نوشته شود آن از ارزش هايكو كاسته و گاهي آن را به سن ريو تبديل مي كند. نظريه ي بعدي اين را بدليل عدم منفك بودن انسان از طبيعت مردود اعلام كرد. اما كماكان هر دو نظريه طرفداران پروپا قرص خود را دارند و هر كدام ديگري را به كارشكني در ذات هايكو متهم مي كنند و . . .هايكوي جناب برهما تا خط دوم با نظريه ي اول همسان و همسوست و خط سوم نظريه ي آخر را نيز با خود دارد. از نكات مثبت اين هايكو مي توان به اعتماد بنفس بالاي راوي و عدم لرزش در كلام او اشاره كرد. ديگر عدم مشخص كردن جنسيت رهگذر است. در خصوص تفكيك ناپذيري هايكويي كه در باب فوتوهايكو نوشته شود. اين هايكو بدون عكس نيز قابل رويت و پذيرش است. در آخر آرزو مي كردم به جاي رهگذر كلمه ي زائر بود . . . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نقد و بررسي هايكو
Haiku review نقل و نشر مطالب تنها با اجازه کتبی از نويسنده مجاز می باشد |
| پیوندها |
|
مسابقه هایکو نویسی Monthly Haiku Contest ماه آفل دلتنگی های نقاش خیابان نور علي درويشي َُاشي / Ashi ديوار آجري نمي دونم فوتوهايكو فريبا ماهور چاي تلخ سايه zen speug Dana-Maria Onica |
|
RSS
|