![]() |
![]() |
|
|
Toothache – Memorizing Basho's haiku |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
full of sparrows – fresh spring morning
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
The Moon – Refrigerator light Shows her face |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
Breaking eggs In hot oil – Watching TV
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
In such scots in siccan در اين جهان پر خطر - پاهاي نازك گنجشك
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
On a warm day ~ under a sycamore tree a woman and her dog napping. يك روز ِ گرم – زير درخت چنار چرت مي زنند زني و سگش
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
Seventeen-syllable verse form, arranged in three lines of five, seven and five syllables. فرم شعر 17 هجايي در سه خط 5/7/5 A short poem in seventeen syllables, usually arranged in three 5-7-5 syllable phrases; they often attempt to capture a mood or a feeling. Haiku's generally have to do with a subject that links nature to human nature. شعر كوتاه با 17 هجا كه معمولا سه خطي و در سه عبارت 5/7/5 نوشته مي شود. اغلب سعي به ثبت يك حس و حال را دارد هايكو ها بصورت كلي مي بايست طبيعت را به خوي انساني پيوند مي دهد. An epigrammatic Japanese verse form of three short lines كلمات قصار ژاپني كه بر فرم سه خطي كوتاه نگارش مي شود. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
senryu (sĕnrē سن ريو : شعر ژاپني كه از لحاظ ساختاري شبيه هايكوست اما اصولا در ارتباط با طبيعت انسان است. معمولا فكاهي و يا هزل آميز مي باشد. بصورت راحت و آزاد بيان مي شود و شعري كه شبيه هايكوست و لي معني ديگري دارد . A short Japanese poem that is similar to a haiku in structure but treats human beings rather than nature, often in a humorous or satiric way. شعر كوتاه ژاپني كه از لحاظ ساختاري شبيه به هايكوست ولي به جاي طبيعت با آدمي سر و كار دارد و اغلب فكاهي يا هزل آميز بيان مي شود. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
Japanese poem consisting of three lines arranged in a syllable count of 5-7-5 شعر ژاپني مشتمل بر سه خط و شمارش هجاي آن بصورت 5/7/5 A 17 syllable form of Japanese poetry that consists of three unrhymed lines of five, seven and five syllables فرم ادبي شعر ژاپني 17 هجايي كه بصورت سه خط 5/7/5 بدون قافيه نوشته مي شوند |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
hai·ku n. pl. haiku also hai·kus 1. A Japanese lyric verse form having three unrhymed lines of five, seven, and five syllables, traditionally invoking an aspect of nature or the seasons. 2. A poem written in this form. هايكو : شعر غنايي ژاپني كه داراي سه خطي 5 / 7 / 5 كه قافيه ندارند و بصورت سنتي متوسل به جنبه و منظر طبيعت يا فصول است. 2) به شعري كه بر حسب اين فرم نوشته مي شود. A three-line, seventeen syllable form usually about nature فرم سه خطي ؛ با 17 هجا و معمولا درمورد طبيعت |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
بسياري از هايكو ها متاثر از همجواري تصاوير هستند يعني بدون آنكه گفته شوند و يا اشاره ي مستقيمي به آنها شود داراي آن تصاوير و حس خواهند بود . اين امر با شكستن نحو و دستور زباني شدني ست. هايكو ادبيات نگفتن چيز هاست. درحالي كه بسيار ساده اند و در لايه هاي نخستين گويي بطور مستقيم چيزي را بيان مي نمايند؛ چيزهايي را روايت مي كنند . . . ادامه دارد . . . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
Loss of memory - Drinking Lemon- tea At Library |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
At neighbor woman’s grave The lilac flowers (Romanian) se lasă seara - غروب – بر قبر زن همسايه ياس هاي بنفش by:
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
اگرچه همين هايكو هاي كوچك و محقر مي توانند درس هايي را به هر شاعري يا براستي به هر نويسنده اي بدهند. هيچ ضرري براي آموختن و ممارست نيست و مقصود من هرگز شمارش هجا نخواهد بود . . . . هايكو ها چه چيزي را به ما مي آموزند؟ اين كه كلمات را حرام نكنيد. ممكن است در تعداد دقيق هجا ي هايكو اختلاف نظر وجود داشته باشد اما همگي با اين موافقند كه مي بايست موجز ، روشن و در باب زندگي باشد. هيچ جايي براي كلمات زائد نيست . در فرم هاي طولاني مي توان كلمات زيادي را كنار زد و اين امر مي تواند با حوصله توسط ويرايشگر و خواننده به آساني انجام شود . بايد هنر ويرايشگري را در خود بپرورانيد . . . ادامه دارد . . . .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
A breeze sighs Scots translation a tirl souchs وزيدن نسيمي ميان كشتزارها - خم شدن شكوفه ي گيلاس
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
علم كيمياگري به طرز غمگينانه اي از برنامه هاي درسي كنار گذاشته شده است ، بنابراين عجيب نيست كه ما از چيزي كه به آنprima materia جوهره اصلي مي نامند آگاه نباشيم. جوهره اصلي به جسم ناب مي گويند چيزي فرا هر آنچه كه خلق و آفرينش شده است و چيزي كه تنها استادكيمياگران آن را تشخيص مي دهند چيزي كه چون كيميا سنگ را به طلا و ميرا را به ناميرا مبدل مي كند. من فكر مي كنم هايكو مي تواند prima materia ادبيات باشد. بر حسب ظاهر آنها بسيار ساده ، پيش پا افتاده و گاهي اوقات كم مايه و مبتذل به نظر آيند . اما بهترين هايشان به گوهر ذات چيزها دست يافته اند . بنا به ظاهرشان كه ساده به چشم ميآيند ، گاهي اوقات سهل انگارانه مطالعه مي شوند؛ سبك شمرده مي شوند، گاهي نيز به ديديه ترحم با آنها بر خورد ميشود . . . ادامه دارد . . . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
براي خودم جالبه. گاهي اوقات كه مي خوام هايكو ها رو به انگليسي برگردونم ميبينم سر از يك جاي ديگه در آوردم كه خودمم خيالش رو نمي كردم. هايكوي قبلي رو نگاه كنيد : شب ِ باهاري / . . . . به جاي Spring كلمه ي Starry قراردادم . ببينيد چه تفاوتي با هم دارند. عجيبيست نه؟ خانم كتايون براي اين هايكو هم در خيابان نور نوشت كه اين هايكو هايكوي گردو نيست و درست مي گفت. اما آنچه كه من را به نوشتن در مورد اين هايكو واداشت كامنت هليا بود : ماه نو ... اين هايكوتون ارومم نميكنه ... براي من كمي عجيب بود از خودم كه با اين هايكو مداوا شدم و سكوت هايكويي چند روزه شكسته شد و هلياي نازك بين آرام نشده بود. مي دانم اين نوشته ها هايكو را مي كشد و تمام آنچه در ذهن دوستان ديگر ميم و كتايون خانم و فريبا خانم و شبگرد ( البته تا اين لحظه) را عوض مي كنم. از اسم شروع كنم : آرامش بي دليل . . . ماه نو براي خودم شروع ديگريست. با اين هايكو اين را براي خودم نشان گذاشته ام كه غم اين دنيا . . . ماه نويي در پيش دارم من كه به قول هيلا خانم مثل رابينسون درون جزيره اي ديگرم J پس تامل ديگر چرا ؟ چرا صندلي خان با ديدن يك ترجمه يك صفحه از وبش را پر از هايكو مي كند ( نمي دانستم چرا آن هايكو را ترجمه مي كنم كامنت هاي ماهی و گربه . . . دوم را ببينيد ) . . . احساس دلتنگي عجيب اين چند روز را ديدن واقعي اين هايكو از بين برد. ميهمان بودم . و با صاحب خانه تا نيمه شب بحث رنگ در اشعار حافظ و ... چنين و چنان. و من نا آرام تر. وقت استراحت دم دم هاي صبح صدايي بيدارم كرد . صدا كمي عجيب بود. وقتي به بيرون نگاه كردم سگي را ديدم داشت استخواني را با ولع هر چه تمام مي خورد. آنقدر بي خيال و آرام بود كه ناخوداگاه ياد يك دوست كه در آرامش شهره است افتادم . چه عجيب و آرامش بخش بود . . . آن سگ تمام غم هاي من را هم خورد و رفت. در نگارش نخست بند اول و سوم همان بود سپيده دم - / سگ ِ ولگرد . اما بند دوم چنين بود : صداي جويدن استخوان. چون من ديدن آن صحنه را مديون صداي آن بودم !؟ صدا ي جويدن استخوان كمي استرس زا و پرخشونت ست . تا حدي بوي مرگ مي دهد اگر نبيني چه مي بيني . تماشا را بر ديدن ترجيح دادم و دليلش براي خودم جالب بود چون روز بعد دوباره غم آمد . . . پس من نديده بودم و تماشا كرده بودم . و . . .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
At first flash even the cricket keeps silence – it’s raining (romanian) La primul fulger şi greierele tace – începe ploaia با برق نخست حتي جيرجيرك ها سكوت مي كنند – باريدن باران |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
The Twilit – Looking at chewing bone By wanderer dog |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |