![]() |
![]() |
|
|
ميزبان آرام گفت : كودكتان به كجاست؟ هر دو گريستند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
سرما از كجاست خانه هاي مه اندود بامدادي برفي
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
آن بام هاي دور غروب رنگ پس مي دهند بام هاي نزديك!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
هنوز نيــامده مرغک باران قيل و قال جمع
Gone nowhere
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
شاپرك، تخته سنگ كهن. و در گوشش چيزي مي خواند تخته سنگ كهن شاپركي جوان |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
پناه ده مرا اي سرو ِ چاق نيمكت چوبي ، باران توت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
دستم رسيد! چنين فرياد کرد شاخه ي کوچک
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
همه را رُفــت درخت جارو جز ماه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
"پس كجاست ماهی ؟" گويی درختان از هم پرسيدند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رضا اعرابی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نقد و بررسي هايكو
Haiku review نقل و نشر مطالب تنها با اجازه کتبی از نويسنده مجاز می باشد |
| پیوندها |
|
مسابقه هایکو نویسی Monthly Haiku Contest ماه آفل دلتنگی های نقاش خیابان نور علي درويشي َُاشي / Ashi ديوار آجري نمي دونم فوتوهايكو فريبا ماهور چاي تلخ سايه zen speug Dana-Maria Onica |
|
RSS
|