تبليغاتX
گــــــــــــــــردو

 

 

 

paddy field ~

how are you

Master Scarecrow

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

 

bags of seed ~

  a jay Napping

with scarecrow

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

Spring breeze ~

it seems grows little tall

the Scarecrow

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

 

Coming of spring ~

Little girl could

Count now

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

Spring tide ~

She helps her

father to dress

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

Hazy moon ~

I change the

Place of vase

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

Are narcissuses

 in Bloom? –

Solitary prison

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

به غم بی کران خانم آموزگار

 

ديدن درنا

در مهی رنگ پريده  -

شستن پاها

 

To ultimate Sorrow of Ms. Amoozgar

 

Watching a Crane

In Pale fog  ~

Washing legs

 

 

کامنت مهدی درمورد این هایکو  :   

 

وقتی حکایت خانم آموزگار و از خبر درگذشت پدر گرامی ایشان مطلع شدم بسیار متاسف شدم و بیشتر با این هایکو ارتباط برقرار می کنم :

در ظاهر هایکویی ساده است اما وقتی دقیق شویم می بینیم هایکویی بشدت غمگین است.

در تابستانیم و فصل گرما ... باتوجه به پست های قبل آقای اعرابی همیشه جز مواردی خاص با توجه به فصول هایکو هایش را پست می کند اما درنا فصل واژه زمستان است ... چرا؟

شاید با استفاده از درنا سعی به بیان سردی موقعیت و حالت موجود (تم هایکویش) را دارد.

مخصوصا با شروع : دیدن درنا. ( دیدن سردی غمی سهمگین) مرگ ! ؟

و جالب اینکه در فرهنگ چین درنا نماد ارتباط پدر با فرزند است . یعنی دیدن پدر ... !؟

مه شدن در هایکو های نقاش خیابان نور نماد زوال و مرگ نیز می باشد . مه شدن را در هایکو های مرگ آقای اعرابی
بویژه :تماشای ِ اسب کهر/درون چمن زار . . ./مه گرفتن کوهپايه
که به وضوح به مرگ اشاره دارد دیده ایم.


در مهی رنگ پریده ...
اولین تصویر همانی را دیدم که بسیاری درون فیلم ها یا رویای خودمان دیده ایم( به نام این پست توجه کنید!).. مهی خاکستری... مهی نارنجی . پریدگی رنگ خود به غم موجود در این هایکو می افزاید.
مرگ بی رمق؟ مرگی رنگ پریده ؟ از بالا دوباره ببینید.

شستن پاها از دو بند بالا جداست ... چه می تواند باشد؟
شستن پاها نمادی از طاهر شدن است چیزی شبیه وضو گرفتن جهت دیدن کسی یا چیزی مقدس به زیارت قدیسی یا مکانی مطهر رفتن... این طور نیست...

با در نظر گرفتن تمامی هایکو نمی شود این طور استنباط کرد که این هایکو فرزندی درنا یا پدری را درون خیال خود دیده و سر احترام بسویش خم نموده است ؟

تا نظر دیگران چه باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

به بانو سوسن تسليمی

 

sudden Tunder ~

me and Bird

halting for a while

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

so silent
after the funeral -
the rain

سکوت محض

بعد مراسم تدفين –

باران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 
 
 

 

tune the violin  -

patched trousers

on clothesline

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

 

 

 

the Ants line  . . .

no sounds in

the four o'clocks *

 

 

* plants of the genus Mirabilis having flowers that open in late afternoon 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 
 

 

 

 The hot noon  . . .

Stillness after flying

The housefly

 

 

 

 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

 

A'mordad Haiku competition  Subjects :

 

 

Kigo haiku         Snail = Halazoon

Free style           Lantern  = Fanoos

 

for more details

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 

 

 

 

 

Alone     . . .

Singing on Silk tree

Nightingale

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا اعرابی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نقد و بررسي هايكو
Haiku review


نقل و نشر مطالب تنها با اجازه کتبی از نويسنده مجاز می باشد

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
مسابقه هایکو نویسی Monthly Haiku Contest
ماه آفل
دلتنگی های نقاش خیابان نور
علي درويشي
َُاشي / Ashi
ديوار آجري
نمي دونم
فوتوهايكو
فريبا
ماهور
چاي تلخ
سايه
zen speug
Dana-Maria Onica
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Quote of the Day